مزه تلخ بیکسی
|
بنام دل بنام شاهد و می بنام تارو تنبورو دف و نی بنام عاشقان لاابالی بنام همنشینان خیالی بنام نغمه های عودو چنگت بنام آشنای جام و سنگت بنام ساقی و جام شرابش بنام شاهدو عودو ربابش بنام عربده در حال مستی بنام آن یگانه درد هستی بنام دستهای جام بردار بنام مستهای رفته بر دار صدایم داد تا از او بخوانم که من هم درد غربت را بدانم به حق باده نوشان می حلال است که مستی افتخاری بی زوال است
من دررقص خيال شادم |

مزه تلخ بی کسی
نشسته در دهان من
پس از تو غم نشسته بر
خنده نیمه جان من
تکّه کلام قلب من
رقص قشنگ شاپرک
من که نرفته می رسم
به آخرین صدای خود
قاب شکسته می زنم
بر در سرسرای خود
رخت دوباره تن کنم
از گل یاس و اطلسی
آن که مرا صدا کند
نیست به جز خودم کسی

تو
همانی که من ِ دیوانه
لابه لای نداشتنت گم شدم
تو
همانی که من ِ دیوانه
تو سطل ِ خاطراتِت
غرق شدم
تو
همانی که من ِ اواره
از شمردن ِ نبودنهات
خسته شدم
تو
همانی که من ِ اواره
لابه لای هاشورهای نبودنت
خط خطی شدم
تو
همانی که من ِ بیچاره
به داشتن ِ نداشتنهات دلخوش شدم
...........
میگویند انگار سالهاست که هستم ....... اما چرا هستهای مرا نادیده می گیرند ؟
...... پس من نیستم
