تبليغاتX
تجریان - هزار هزار

تجریان

دوش دور از رویت ای جان جانم از ...

هزار هزار

 

هزار هزار ترانه

اما بی وزن و قافيه

سطر به سطر شباهت  و تمثيل

و ليکن بی حوصله

چون خسوفی که امشب برماه حائل است ،

شعر و ترانه و سرود ،

پرده پوش مهر صدای تواند

می خواهم امشب

پرده را از پنجره کنار بزنم

وزن و قافيه و رديف را لب تاقچهء اتاقم بگذارم

تا هوايی تازه کنند

امشب می خواهم

وقتی از لمس می گويم

تا دانه دانه های مژگانت را حس کنم

وقتی از جاودانگی شب سخن می گويم

دستانت حجاب تنم باشد

می خواهم باتو

وقتی از هزار و يک شب حرف ميزنم

به بی نهايت شب بينديشی

و هنگامی که

از سوختن

در شعلهء چشمانت می گويم

خاکسترم را به باد بخشی

تا قصهء عاشقی همواره جاودانه بماند

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 8:37  توسط هدایت  |